خدا منو نندازی

روز حمله‌ی تروریستی به رژه‌ی ارتش بود. از صبح باشگاه بودم وسط دوبس دوبس و دمبل و آویزان بند تی‌آراکس. بعد هم خانه و خوابیدم. بیدار که شدم خبر را شنیدم و عکس‌ها و فیلم‌ها را دیدم و اضطراب همه‌ی [...]

Cruel Summer

یکی از عادت‌های روی اعصاب بقیه‌اش این بوده که توی کتاب، فرقی نمی‌کرد کتاب خودش باشد یا دیگران، یادداشت‌های بی‌ربط و باربط می‌نوشت. از ثبت نقطه‌نظرهای خودش و جواب دادن به نویسنده گرفته، تا چیزی که [...]

Self is a socially constructed illusion

یازده دوازه سال پیش بود. ده روزی می‌شد به کشور جدید -که بعد مادر دومم شد- رسیده بودم. نزدیک نیمه‌ی شب، تلوتلو خوران داشتم از وسط خیابان، از بارِ نزدیک آپارتمانی که همان روز کلیدش را از [...]

The Goal of Psychoanalysis

هدف‌ِ روانکاوی چیست؟ قبل از جواب دادن به این سوال باید بپرسیم «از دید چه کسی؟» چون روانکاوی هم مانند هرچیز دیگری که در این دنیا به‌وجود آمده، هرشاخه‌ی علمی یا هر طرز تفکری، بستگی دارد ابزار دست [...]

من القدر؟ و أنا خائفٌ أیضاً…

داستان «آخر هفته در زویدکوت» روبر مرل که ابولحسن نجفی با عنوان «شنبه و یکشنبه در کنار دریا» ترجمه کرده، درباره‌ی آخرالزمانی‌ترین روزهای جنگ جهانی دوم است و روایت سرباز(مرد)جوانی که در آن اوضاع [...]

Love Is Transference

لابه‌لای همه‌ی اتفاق‌های گندی که یکسال اخیر تندتند و پشت سرِ هم برایم افتاد، خواستن، و زیاده خواستنِ او بهترین اتفاق بود. هرچند که آن بهترین اتفاق هم یک‌جورهایی با تعاریف متعارف به شت نشست. آخرین [...]

Uncomfortably Numb

ساعت پنج و نیم عصر، لای فشردگی آدم‌های داخل قطار، پسربچه منتظر ماند تا زنِ شورت و سوتین فروش تبلیغش تمام شود و برود یک واگن جلوتر. بعد شروع کرد با بلبل‌زبانی اسپینرهایش را تبلیغ کردن: «خانم‌هایی [...]

این‌بار اگر کسی گفت زمان همه‌ی زخم‌ها را درمان می‌کند پاسخ دهید: گو اند فاک یورسلف

چیزها طیِ گذرِ زمان تغییر می‌کنند، ذهنیتِ آدم‌ها تغییر می‌کند، و گاهی هم روی برخی از زخم‌ها را پوستِ نو می‌گیرد. ولی زمان واقعاً کارِ چندانی برایمان نمی‌کند جز اینکه ساعت‌ها و روزهایی را در [...]

Rabbit Hole

«آ» لمیده بود رو کاناپه‌ فرسوده که چاله چوله‌هایش به زور بالش و کوسن‌های کهنه پرشده، و در «ارتفاع» مناسبی رقص باد و تکان‌های سنگینِ ریشه‌های آویزانِ درخت «بابا آدم» پشت پنجره را تماشا می‌کرد، که [...]

نوشتن را شروع کنید و اینتر را بزنید